Wednesday, December 21, 2005

باران و شب یلدا



اول اینکه شب یلدا مبارک. فکر کنم در یخچال سه چهار تا انار داریم که چند هفته پیش خریدیم و گمان میکنم که تا حالا حتما پوسیده شده اند. عاشق انارم اما سخت تنبل هستم. کی حوصله انار پوست کردن را دارد؟ و بعدش اینکه اگر انار را دون دون بکنم دست هایم خشک میشوند و رنگ عجیبی به خود میگیرند.

دوم اینکه مردم از بس که روی خورشید را ندیدم. تقریبا دو هفته است که یک راست دارد باران میاید. اصلا آخرین باری که هوا آفتابی بود را یادم نیست. صبح تا شب هم یا چای یا قهوه دم میکنیم اما بی فایده است. اصولا من از این روزهای قبل از کریستمس بیزارم و این آسمان های دائما ابری بیشتر حالم را میگیرند.

فعلا همین. فقط خواستم شب یلدا را تبریک بگویم و یک کمی هم غر بزنم!

---
عکس را از اینجا گرفتم و مثل اینکه اول اینجا بود